حاج ملا هادي السبزواري

339

شرح مثنوى

و بنا بر تأويل به عقل كه اشارت شد تعبير به عيسى و يوسف ، و اين خطاب محمّدى ، اشارت است به آن كه در روح آدمى كلمهء عيسويه و كلمهء يوسفيّه و كلمهء محمّديه به فعليت مىآيد به نحو وراثت . پس چون ترك و تجريد بر روح الله غالب شود كلمهء عيسويه به نحو وراثت پديد آيد . و چون شهود صور برزخيّهء معانى ميسّر گردد و تطبيق عالمين از صور و معانى در صور مكاشفه و مناميّه كلمهء يوسفيه پديد آيد به نحو وراثت . و چون طريقت جامعهء مصطفويه را پيشه كند ، كلمهء محمديه پديد آيد به نهج وراثت در كُمّل از امّت مرحومه . و كلمهء عيسويه و يوسفيّه بر سبيل تمثيل بود . و بايد دانست كه در همهء موارد حقايق كلمات را رسيدن نسبتى ندارد به اقتصار بر رقايق . ( ( 1881 ) ) برد او را زخم آن دبوس سخت * زو گريزان تا به زير يك درخت ن 288 13 - ك 108 8 دبوس : گرز آهنين . ( ( 1911 ) ) مصطفى فرمود گر گويم به راست * شرح آن دشمن كه در جان شماست ن 289 21 - ك 108 23 مصطفى : دشمن جان ، نفس امّاره و مسوّله و لوّامه است . و جهنّم و موذيات آن همه شرح آن است . و معلوم است كه آدمى را طاقت ديدن آنها نيست ، و اگر ببيند از همه كار باز مىماند . و اليوم كه يوم پرده پوشى است ، ادراك اهل غفلت فضايع اعمال و فضايح احوال را ، چه جاى صور برزخيه و اخرويهء آنها را ، چون ادراك عضوى است كه خدر باشد چيزى را از كثرت شواغل ، و سكر طبيعت . و تسليهء جزئيات نفس را مادام تعلَّق به بدن و ايلام روحانى و جسمانى آنها را - على ما ينبغى - ادراك نمىكند . اَلنّاسُ نِيامٌ إِذا ماتُوا انتَبَهُوا ( 1 ) . ( ( 1918 ) ) چون يد الله فوق ايديهم بود * دست ما را دست خود فرمود احد ن 290 6 - ك 108 26 دست ما را : اشارت است به كريمهء * ( إِنَّ اَلَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ الله يَدُ الله فَوْقَ أَيْدِيهِمْ 48 : 10 ( 2 ) . يعنى كسانى كه بيعت كردند با تو ، بيعت كردند با خدا ، دست خدا بالاى دستهاى ايشان است . و اين دليل است براى آن كه محال عادى از دست او حالى شود . ( ( 1929 ) ) شكر حق گويد ترا اى پيشوا * آن لب و چانه ندارم آن نوا ن 290 17 - ك 108 32 چانه : به چيم فارسى ، دقن كه موضع ريش باشد . نوا : به نون ، رونق . و مىشود به تاء مثناة فوق باشد ، مخفّف توان ، يعنى قوّت . ( ( 1936 ) ) محض مهر و داورى و رحمتند * همچو حق بىعلَّت و بىرشوتند ن 291 3 - ك 108 37

--> ( 1 ) زهر الآداب ، ج 1 ، ص 60 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء فتح ، آيهء 10 . .